خر بودن کمی از گاو بودن بهتر است. لااقل ممکن است مرگت باعث تاسف صاحبت شود. اگر نه حداقل اش این است که لاشه ات باعث زحمتش می شود .اما گاو که باشی مرگت هم فایده دارد . اونقدر فایده که تقریبا هیچ گاوی
چند دقیقه قبل از اینکه این ماجرا اتفاق بیفتد و بشود موضوع نوشتن این پست، داشتم فکر می کردم امشب(یعنی الان که دارم می نویسم) در مورد چه چیزی بنویسم. داشتم در مسیر کمربندی شهر محل کارم تا محل سکونتم ران
هزاران سال پیش از این در عصر جادو، غبار راز آلودی از تقدس و تابو گرداگرد بسیاری از واژها و اشیا را احاطه کرده بود. واژه ها آنقدر حقیقت و اصالت داشته اند که اورادی چند، می توانست صخره های عظیم بر دهانه
سالها پیش در ذهنم می خواستم یک مفهوم ریاضی به نام " حد" (یعنی بررسی رفتار یک تابع در یک نزدکی یک نقطه) را در یک وضعیت واقعی تشریح کنم . می گویم رفتار در یک نقطه به سادگی می توان آن را نقطه (0 صفر) در
در تعداد بسیار کمی از آدمها پیگیری یک آرمان و یک هدفی که دلیل پیدایی و بودن آدمی پنداشته می شود، اسباب معنا یابی و معنا سازی در زندگی است و در اکثریت دیگر دلخوشی است که نیروی لازم برای چرخش چرخ تکرار
آزادی مطلوب یک گاو را طناب مشخص می کند. طنابی که از یک سو دور گردنش و از سمت دیگر به یک میله آهنی وصل است. همین قدر بلند باشد که سرش به آخور برسد کافی است. همان جا در لای و لجن می خوابد . مرغ خانگی تر
می گن فوتبال مثل زندگیه . باخت داره . برد داره. نه کسی از قبل صدردصد می بره - نه کسی از قبل صد در صد می بازه . کسی که با تمام توان جنگیده اما از یه قویتر باخته سرزنشش نمی کنن . یه وقتایی توپی که باید